اثنی عشریه در نقد و رد صوفیه و فلاسفه و عرفان‌های کاذب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احادیث اهل بیت» ثبت شده است


لعن فرشتگان آسمان‌ها و زمین بر صوفیه


علمای شیعه همچون شیخ طوسی، شیخ طبرسی، ورام بن ابی فراس و ... رحمت الله علیهم روایت کرده‌اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در قسمتی از وصایای خود به حضرت ابی ذر علیه السلام فرمودند:


یا أبا ذر یکون فی آخر الزمان قوم یلبسون الصوف فی صیفهم و شتائهم، یرون أن لهم الفضل بذلک على غیرهم؛ أولئک یلعنهم أهل السموات و الأرض. 


ای ابی ذر در آینده قومی خواهد آمد که در تابستان و زمستان لباس پشم (صوف) می‌پوشند و با این کار خود را از دیگران برتر می‌دانند، و فرشتگان آسمان‌ها و زمین به آن‌ها لعنت می‌فرستند.


الامالی، تالیف شیخ طوسی، مجلس ۱۹، حدیث ۱، صفحه ۵۳۹، چاپ موسسه البعثة



مکارم الاخلاق، تالیف شیخ طبرسی، جلد ۲، حدیث ۲۶۶۱، صفحه ۳۸۱، چاپ موسسه النشر الاسلامی



تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، تالیف ورام بن ابی فراس، صفحه ۳۱۴، چاپ مکتبة الحیدریة



بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی رضوان الله علیه، جلد ۷۴، حدیث ۳، صفحه ۹۱، چاپ دار احیاء التراث العربی



حدیقة الشیعة، تالیف مقدس اردبیلی، جلد ۲، صفحه ۷۴۸، چاپ انتشارات انصاریان



وسائل الشیعة، تالیف شیخ حر عاملی، جلد ۵، صفحه ۳۵، حدیث ۵۸۲۸، چاپ موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث



سفینة البحار، تالیف شیخ عباس قمی، جلد ۳، صفحه ۱۴۳، چاپ مجمع البحوث الاسلامیة



مستدرک سفینة البحار، تالیف علامه نمازی شاهرودی، جلد ۶، صفحه ۳۹۸، چاپ موسسه النشر الاسلامی



عین الحیات، تالیف علامه مجلسی، جلد ۲، صفحه ۴۵۴، انتشارات انوار الهدی



شرح روایت توسط علامه مجلسی قدس سره:


بدان که چون حضرت رسول صلی الله علیه و آله به وحی الهی بر جمیع علوم آینده و رموز غیبیه مطلع‌اند، و بیان مدح تواضع و شکستگی و شالپوشی نمودند، و می‌دانستند که جمعی از اصحاب بدعت و ضلالت بعد از آن حضرت به هم خواهند رسید که در این لباس به تزویر و مکر مردم را فریب دهند، لهذا متصل به آن فرمودند که: جماعتی به هم خواهند رسید که علامت ایشان این است که به چنین لباسی ممتاز خواهند بود؛ آن گروه ملعون‌اند، تا مردم فریب ایشان را نخورند. و به غیر فرقه ضاله مبتدعه صوفیه، دیگر کسی این علامت را ندارد. و این یکی از معجزات عظیمه حضرت رسالت پناهی است که از وجود ایشان خبر داده‌اند و سخن را در مذمت ایشان مقرون به اعجاز ساخته‌اند که کسی را شبهه در حقیت این کلام معجز نظام نماند، و هر که با وجود این آیه بینه انکار نماید به لعنت خدا و رسول گرفتار گردد. و آنچه حضرت فرموده‌اند از پشمپوشی، منشا لعن ایشان همین نیست؛ بلکه چون آن جناب به وحی الهی می‌دانسته‌اند که ایشان شرع آن حضرت را باطل خواهند کرد، و اساس دین آن حضرت را خراب خواهند کرد، و در عقاید به کفر و زندقه قائل خواهند شد، و در اعمال، ترک عبادات الهی کرده به مخترعات بدعت‌های خود عمل نموده و مردم را از عبادت بازخواهند داشت، لعن ایشان فرموده، و این هیئت و لباس را علامتی برای ایشان بیان فرموده که به آن علامت ایشان را بشناسند. ای عزیز اگر عصابه (سربند) عصبیت از دیده بگشایی و به عین انصاف نظر نمایی، همین فقره که در این حدیث شریف وارد شده است، براى ظهور بطلان طایفه مبتدعه صوفیه کافی است، قطع نظر از احادیث بسیار که صریحا و ضمنا بر بطلان اطوار و اعمال ایشان و مذمت مشایخ و اکابر ایشان وارد شده است. و اکثر قدما و متاخرین علمای شیعه رضوان الله علیهم مذمت ایشان کرده‌اند، و بعضی کتاب‌ها بر رد ایشان نوشته‌اند، مثل: علی بن بابویه که نامه‌ها به حضرت صاحب الامر علیه السلام می‌نوشته و جواب او می‌رسیده، و فرزند سعادتمندش محمد بن بابویه که رئیس محدثین شیعه است، و مثل شیخ مفید که عماد مذهب شیعه بوده، و اکثر محدثین و فضلای نامدار از شاگردان اویند، و توقیع حضرت صاحب الامر علیه السلام برای او بیرون آمده مشتمل بر مدح او، و او کتابی مبسوط بر رد ایشان نوشته، و مثل شیخ طوسی که بزرگ طایفه شیعه است، و اکثر احادیث شیعه به او منسوب است. و مثل علامه حلی رحمه الله که در علم و فضل مشهور آفاق است، و مثل شیخ علی در کتاب مطاعن مجرمیه، و فرزند او شیخ حسن در کتاب عمدة المقال، و شیخ عالی قدر جعفر بن محمد دوریستی در کتاب اعتقاد و ابن حمزه در چند کتاب، و سید مرتضی رازی در چند کتاب، زبدة العلماء و المتورعین مولانا احمد اردبیلی قدس الله ارواحهم و شکر الله مساعیهم، و غیر ایشان از علمای شیعه رضوان الله علیهم، و ذکر سخنان این فضلاء عظیم الشان، و اخباری که در این مطلب ایراد نموده‌اند، موجب تطویل مقال است ان شا الله کتابی علاحده در این مطلب نوشته می‌شود.


عین الحیات، تالیف علامه مجلسی، جلد ۲، صفحه ۴۵۴-۴۵۶، انتشارات انوار الهدی






  • ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۰۰:۳۴
  • خادم المهدی

حدیث عرضه دین


شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است«


حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عِمْرَانَ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اَلْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَسَنِیِّ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى سَیِّدِی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ اَلصَّادِقِ ع فَلَمَّا أَبْصَرَنِی قَالَ لِی مَرْحَباً بِکَ یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّاً قَالَ فَقُلْتُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَیْکَ دِینِی فَإِنْ کَانَ مَرْضِیّاً أَثْبُتُ عَلَیْهِ حَتَّى أَلْقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ هَاتِ یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ فَقُلْتُ إِنِّی أَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ- لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‌ءٌ خَارِجٌ مِنَ اَلْحَدَّیْنِ حَدِّ اَلتَّعْطِیلِ [وَ حَدِّ اَلْإِبْطَالِ ] وَ حَدِّ اَلتَّشْبِیهِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْمٍ وَ لاَ صُورَةٍ وَ لاَ عَرَضٍ وَ لاَ جَوْهَرٍ بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ اَلْأَجْسَامِ وَ مُصَوِّرُ اَلصُّوَرِ وَ خَالِقُ اَلْأَعْرَاضِ وَ اَلْجَوَاهِرِ وَ رَبُ‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مَالِکُهُ وَ جَاعِلُهُ وَ مُحْدِثُهُ وَ إِنَّهُ حَکِیمٌ لاَ یَفْعَلُ اَلْقَبِیحَ وَ لاَ یُخِلُّ بِالْوَاجِبِ وَ إِنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خَاتَمُ اَلنَّبِیِّینَ فَلاَ نَبِیَّ بَعْدَهُ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ وَ إِنَّ شَرِیعَتَهُ خَاتِمَةُ اَلشَّرَائِعِ لاَ شَرِیعَةَ بَعْدَهَا إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ وَ أَقُولُ‌ إِنَّ اَلْإِمَامَ وَ اَلْخَلِیفَةَ وَ والی وَلِیَّ اَلْأَمْرِ بَعْدَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ اَلْحَسَنُ ثُمَّ اَلْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنْتَ یَا مَوْلاَیَ فَقَالَ ع وَ مِنْ بَعْدِی اَلْحَسَنُ اِبْنِی وَ کَیْفَ اَلنَّاسُ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَقُلْتُ وَ کَیْفَ ذَلِکَ یَا مَوْلاَیَ قَالَ ع لِأَنَّهُ لاَ یُرَى شَخْصُهُ وَ لاَ یَحِلُّ ذِکْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّى یَخْرُجَ فَیَمْلَأَ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً قَالَ فَقُلْتُ أَقْرَرْتُ وَ أَقُولُ إِنَّ وَلِیَّهُمْ وَلِیُّ اَللَّهِ وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوُّ اَللَّهِ وَ طَاعَتَهُمْ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ مَعْصِیَتَهُمْ مَعْصِیَةُ اَللَّهِ وَ أَقُولُ إِنَ‌حَقٌّ وَ اَلْمُسَاءَلَةَ فِی اَلْقَبْرِ حَقٌّ وَ إِنَّ اَلْجَنَّةَ حَقٌّ وَ اَلنَّارَ حَقٌّ وَ اَلصِّرَاطَ حَقٌّ وَ اَلْمِیزَانَ حَقٌ‌ وَ أَنَّ اَلسََّاعَةَ آتِیَةٌ لاََ رَیْبَ فِیهََا وَ أَنَّ اَللََّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی اَلْقُبُورِوَ أَقُولُ إِنَّ اَلْفَرَائِضَ اَلْوَاجِبَةَ بَعْدَ اَلْوَلاَیَةِ اَلصَّلاَةُ وَ اَلزَّکَاةُ وَ اَلصَّوْمُ وَ اَلْحَجُّ وَ اَلْجِهَادُ وَ اَلْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْیُ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ حُقُوقُ اَلْوَالِدَیْنِ فَقُلْتُ هَذَا دِینِی وَ مَذْهَبِی وَ عَقِیدَتِی وَ یَقِینِی قَدْ أَخْبَرْتُکَ بِهِ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ع یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ هَذَا وَ اَللَّهِ دِینُ اَللَّهِ اَلَّذِی اِرْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثْبُتْ عَلَیْهِ ثَبَّتَکَ اَللَّهُ‌ بِالْقَوْلِ اَلثََّابِتِ فِی اَلْحَیََاةِ اَلدُّنْیََا وَ فِی اَلْآخِرَةِ .


حضرت عبد العظیم حسنی علیه السلام گفت: بر مولای خود علی بن محمد (امام هادی علیه السلام) وارد شدم. چون نظر ایشان بر من افتاد، فرمود: خوش آمدی، اى ابو القاسم! به راستی، تو از دوستان حقیقی ما هستی. گفتم: ای پسر پیامبر ! میل دارم دینم را بر شما عرضه بدارم، که اگر مورد پسند بود، بر آن ثابت باشم تا به لقاى خداوند عز و جل برسم. امام علیه السلام فرمودند: عقائد خود را اظهار نما. گفتم: من معتقدم که خدای متعال، یکی است و چیزی مانند او نیست، و از دو حد ابطال و تشبیه، بیرون است. خداوند، جسم و صورت و عرض و جوهر نیست؛ بلکه اوست که اجسام را جسمیت داده و صورت‏‌ها را صورت بخشیده و اعراض و جواهر را آفریده است. او پروردگار همه چیز و مالک و آفریننده پدیده‌هاست، و [عقیده دارم که‏] محمد صلی الله علیه و آله بنده و فرستاده او، خاتم پیغمبران است و پس از ایشان تا روز قیامت، پیامبری نخواهد بود. شریعت ایشان، آخرین شرایع بوده و پس از او تا روز قیامت، دینی نخواهد آمد. عقیده من در باره امامت، این است که امام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام است و پس از او حسن و پس از وی حسین و سپس علی بن الحسین و سپس محمد بن علی و سپس جعفر بن محمد و سپس موسی بن جعفر و سپس علی بن موسی و سپس محمد بن علی علیهم السلام و پس از این‌ها، امام مفترض الطاعه، شما هستید. در این هنگام، امام هادى علیه السلام فرمودند: و پس از من، فرزندم حسن، امام است؛ لیکن مردم در باره امام پس از او، چه خواهند کرد؟ گفتم ای مولاى من! مگر جریان زندگی امام پس از او، از چه قرار است؟ فرمود: شخص امام بعد از فرزندم حسن، دیده نمی‌شود و بردن اسمش بر زبان‏‌ها ممنوع است تا آن گاه که [از پس پرده غیبت‏] بیرون بیاید و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان طور که از ظلم و ستم پر شده است. گفتم: [به این امام غایب هم‏] اقرار دارم و نیز می‌گویم: دوست آنان، دوست خدا و دشمن آنان، دشمن خداست، طاعت آنان، طاعت خدا و نافرمانی از آنان، نافرمانی از خداست. من عقیده دارم که معراج، پرسش در قبر، بهشت، دوزخ ، صراط و میزان حقند، و روز قیامت خواهد آمد و در وجود آن شکی نیست و خداوند، همه مردگان را زنده خواهد کرد. نیز عقیده دارم که واجبات، پس از اعتقاد به ولایت (امامت)، عبارت‌اند از: نماز ، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر. در این هنگام، امام هادى علیه السلام فرمودند: اى ابو القاسم ! به خدا سوگند، این [عقاید]، دین خداست که آن را براى بندگانش برگزیده است. پس بر آن، ثابت باش. خداوند، تو را بر طریق ثابت در زندگی دنیا و آخرت پایدار بدارد!


مصنفات الشیخ الصدوق، صفات الشیعة، حدیث ۶۸



پی نوشت: این حدیث یکی از مهم ترین احادیث عقاید است که شیعیان باید از آن پیروی کنند.

  • ۱۵ بهمن ۹۷ ، ۰۱:۰۰
  • خادم المهدی