اثنی عشریه در نقد و رد صوفیه و فلاسفه و عرفان‌های کاذب

پربیننده ترین مطالب


غزالی(از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از بزرگان عرفان و تصوف) می‌گوید مقتل امام حسین نخوانید چون باعث بغض صحابه می‌شود !


یکی از حقایق مسلم تاریخ، نقش برخی از صحابه در شهادت امام حسین علیه السلام می‌باشد که کمتر به آن پرداخته شده است. از همین رو ابو حامد غزالی (از کبار علمای اهل سنت عمری) از آن جا که می‌دانسته برخی از صحابه‌ی جلیل القدر در نزد اهل سنت عمری از عوامل شهادت امام حسین علیه السلام بوده‌اند، خواندن روضه‌ی امام حسین را حرام می‌داند تا مبادا باعث بغض صحابه شود !


ابن حجر مکی می‌نویسد:


قَالَ الْغَزالِیّ وَغَیره وَیحرم على الْوَاعِظ وَغَیره رِوَایَة مقتل الْحُسَیْن وحکایاته وَمَا جرى بَین الصَّحَابَة من التشاجر والتخاصم فَإِنَّهُ یهیج على بغض الصَّحَابَة ….. 


غزالی و غیر از او گفته‌اند که بر واعظ و غیر واعظ حرام است که مقتل حسین و حکایاتش و آن چه بین صحابه رخ داده از مشاجراتشان و تخاصمشان را بیان کنند چون باعث بغض صحابه می‌شود …..


الصواعق المحرقة، تالیف ابن حجر مکی، جلد ۲، صفحه ۶۴۰، چاپ موسسه الرسالة



الله اکبر ! مگر برخی از صحابه در شهادت امام حسین علیه السلام چه نقشی داشته‌اند که برخی از علمای اهل سنت عمری از جمله غزالی دوست نداشته‌اند که ماجرای کربلا بیان گردد؟! آری، اگر مردم به مطالعه زوایا عاشورا و نقش افرادی که در آن نقش داشتند بپردازند به نقش افرادی که صحابه و عادل بهشتی می‌خواندند در شهادت سبط نبی اکرم صلی الله علیه و آله پی خواهند برد و از طرفی نقش غاصبین ولایت در هموار کردن بروز این جنایت برایشان روشن خواهد شد پس اینگونه است که سال‌ها عوامشان را در جهالت فکری نگاه داشته‌اند …


نکته‌ی جالب آن که وقتی ما به نسخه‌های خطی و قدیمی "الصواعق المحرقة" که این قول غزالی در آن نقل شده مراجعه می‌کنیم، به تحریفی عجیب و شنیع می‌رسیم ! تحریف آن است که اصل قول غزالی چنین بوده است:


قَالَ الْغَزالِیّ وَغَیره وَیحرم على الْوَاعِظ وَغَیره رِوَایَة مقتل الحسن الْحُسَیْن وحکایاته وَمَا جرى بَین الصَّحَابَة من التشاجر والتخاصم فَإِنَّهُ یهیج على بغض الصَّحَابَة والطعن فیهم .....


غزالی و غیر از او گفته‌اند که روایت مقتل [امام] حسن و [امام] حسین و آن چه که از مشاجره بین صحابه و تخاصم رخ داده است حرام می‌باشد چرا که موجب بغض صحابه و طعن به آنان می‌شود ...



این جاست که مشخص می‌گردد که اهل سقیفه خبیث به منظور پاک کردن رد پای "معاویه" و نقش وی در شهادت امام حسن علیه السلام عبارت "الحسن" را در چاپ‌های جدید حذف کرده‌اند تا مبادا زندیقی که دایی مومنین می‌خواندند زیر سوال رود !!!


امروز هم دجال‌های سقیفه مانند مولوی گرگیج و عبد الحمید به شدت با برگذاری روضه امام حسین علیه السلام در بین عوام اهل سنت عمری مخالفت می‌کنند چون می‌دانند باعث هدایت خیلی از عوامشان می‌شود؛ چنانچه می‌دانیم مرحوم ملا حسین کاشفی با نوشتن کتاب روضة الشهدا و ترویج روضه خوانی در بین اهل سنت عمری باعث شیعه شدن بسیاری از سنیان شرق ایران شد.


لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت و کتمان کنندگان تاریخ


  • ۲۸ مهر ۹۷ ، ۰۱:۵۶
  • خادم المهدی


دیدگاه ملا محسن فیض کاشانی رضوان الله علیه در مورد ابن عربی


ملا محسن فیض یکی دیگر از سرزنش کنندگان ابن عربی است. وی که یکی از برجسته‌ترین دانشمندان شیعی است و در بسیاری از علوم متخصص و صاحب نظر و تألیفات است، سال‌ها جزو مدافعان و شارحان آثار ابن عربی بود؛ اما در اواخر عمر خویش از عقاید صوفیه برگشت و نادم شد و در رد آنان کتاب نوشت. اینک به یکی از نوشته‌های وی که در رد و طعن ابن عربی است توجه فرمایید:


شیخ اکبر اهل سنت، محی الدین ابن عربی است؛ او از پیشوایان صوفیه و از بزرگان اهل معرفتشان می‌باشد، در فتوحات می‌گوید: من از خدا نخواستم که امام زمانم را به من بشناساند، و اگر از خدا می‌خواستم به من می‌شناساند. ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید و بنگرید که چگونه خود را بی‌نیاز از شناختن امام علیه السلام دید حال آنکه حدیث مشهور بین همه علما که می‌گوید: «هر کس که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است» را شنیده بود، پس چگونه خدا او را مخذول و گمراه کرد و به خودش واگذاشت تا شیطان او را در زمین علوم سرگردان رهایش کرد. پس با وجود علم فراوان و دقت نظری که داشت و برخورداریش از سیر در زمینه حقایق و فهم نسبت به اسرار و دقایق، در هیچ یک از علوم اسلامی راه دقیق را نپیمود و به حتم و یقین به حدود آن دست نیافت. و در سخنانش مخالفت‌های رسوایی با شرع و تناقضات عقلی واضحی وجود دارد آن چنان مخالفت‌ها و تناقض‌هایی که کودکان به آن می‌خندند و زنان آن‌ها را به مسخره می‌گیرند. این حقیقت بر آنان که در تألیفات او خصوصا فتوحات و بالاخص ابواب اسرار عبادات تتبع کنند پنهان نمی‌ماند. سپس با ادعاهای گسترده‌اش در شناخت خدا و مشاهده معبود و همراهی با خدا با چشم شهود و اینکه به دور عرش گشته، و فنای در توحید و ... او را در شرایطی می‌بینی که دارای سخنان سخیف و احمقانه و بلند پروازی‌های متکبرانه و هذیان و خرافات در هم و بر هم و ضد و نقیض‌های تحیر آوری که جگر را پاره پاره می‌کند قرار دارد. گاه سخنانی به ثبات و مستقیم می‌گوید و گاهی مطالبش از آشیانه عنکبوت سست‌تر است. در کتاب‌ها و تصنیفاتش گفتارهای بی‌ادبانه نسبت به خداوند منزه وجود دارد که هیچ مسلمانی در هیچ موقعیتی راضی نمی‌شود به آن سخن گوید. او در ضمن کلماتی مزخرف و دیوانه‌وار که قلب‌ها را پریشان و عقل‌ها را وحشت زده و ذهن ها را متحیر می‌کند، گویا در نفسش از صور مجرده امور قبیحی را می‌بیند و گمان می‌کند حقیقت دارد و تلقی به قبول کرده و تصور می‌کند که آن‌ها حقیقت وصول به حق است. شاید عقلش به واسطه شدت ریاضت و گرسنگی مختل شده، و آنچه به خاطرش می‌آمده بدون تأمل به قلمش جاری می‌شده است.


ابن عربی از نگاهی دیگر، تألیف سید محسن طیب نیا، صفحه ۴۲۱-۴۲۲؛ به نقل از رساله بشارة الشیعة، تألیف فیض کاشانی، صفحه ۱۵۰-۱۵۲


  • ۲۳ مهر ۹۷ ، ۰۱:۲۹
  • خادم المهدی


رقاصی عارف واصل (!!) در مجلس عزای امام حسین علیه السلام !!!


اسماعیل دولابی گفته است:


«حاج هادی ابهری که در محبت اهل بیت علیهم السلام و خصوصاً امام حسین علیه السلام مجنون بود؛ گاهی اوقات در مجلس روضه‌ی امام حسین چنان عاشقانه روضه می‌خواند و گریه می‌کرد که همه را منقلب می‌کرد. وقتی همه خوب به گریه می‌افتادند و او مست می‌شد؛ به خودش می‌گفت: چرا گریه می‌کنی؟ گریه کار زن‌هاست. بعد دستمال ابریشمی یزدیش را از جیب در می‌آورد و در حالی که همه به شدت گریه می‌کردند، بلند می‌شد و خودش می‌رقصید».


مصباح الهدی (مجموعه سخنان دولابی)، تألیف مهدی طیب (شاگرد خاص دولابی)، صفحه ۳۰۵



رقص حرام با دستمال یزدی، آن هم در مجلس مصیبت خوانی امام حسین علیه السلام !!!


قضاوت بر عهده‌ی وجدان بیدار شیعیان !!!

  • ۲۱ مهر ۹۷ ، ۰۰:۴۷
  • خادم المهدی


صمدی آملی: نباید بدون وضو به بدن کافر و سگ و ... دست زد !!!


آقای صمدی آملی در شرح مراتب طهارت می‌نویسد:


قرآن به جز خوبی چیزی ندارد و لذا استخاره کردن این آقایان هم برداشته می‌شود (=استخاره کردن اشتباه است). حرف بسیار روشن است ولی چون ما به این سوی عالم عادت کرده‌ایم، دیر می‌توانیم حقایق را بیابیم. به عنوان مثال شما هم در قرآن کلمه «محمد رسول الله» را مشاهده می‌کنید … هم کلمه «کلب» (سگ) را! اما آیا کلمه کلب را می‌توانید بدون وضو دست بزنید؟ می‌بینید نمی‌شود. در هر دو صورت باید وضو داشته باشید. که فرمودند «الوضوء نور…» ... حتی اگر در قرآن اسم سگ و کافر و مشرک و منافق و شراب و امثال ذلک را مشاهده کردید، نباید به آنها بدون وضو دست بزنید. پس ابتدا باید نورانی شوید ، بعد به نور نزدیک شوید ... حال با این بیان آیا آن‌ها که به دست زدن کلمه‌ای در قرآن همچون «کافر»، که از چهار حروف «کاف» و «الف» و «فاء» و «راء» تشکیل شده، بدون طهارت اجازه نمی‌دهند، آیا به ما اجازه می‌دهند به بدن شخصی که در خارج وجود دارد و کافر است بدون وضو دست بزنیم ؟ می‌فرمایند: نخیر، باید باز هم وضو داشته باشید. ناگهان می‌بینی خداست دارد خدایی می‌کند و نظام الهی به بهترین شکل پیاده شده و ذره‌ای خلاف در آن وجود ندارد.


شرح مراتب طهارت، تألیف صمدی آملی، صفحه ۲۱۰-۲۱۱، چاپ انتشارات روح و ریحان



امان از تفسیر به رأی قرآن و قیاس‌های مضحک....

  • ۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۰:۴۷
  • خادم المهدی


ابن عربی مقام امام علی را از خلفای غاصب ثلاثه پایین‌تر می‌داند


ابن عربی می‌گوید:


دیدم که در معراج مرتبه‌ی على (علیه السلام) پایین‌تر از ابو بکر و عمر و عثمان است و ابو بکر را در عرش دیدم، وقتی که برگشتم به على (علیه السلام) گفتم که چگونه تو در دنیا ادعا می‌کردی که از ایشان برتری، حال آنکه من دیدم تو از آنها پایین‌تری؟!


ابن عربی از نگاهی دیگر، تألیف سید محسن طیب نیا، صفحه ۴۰۷، چاپ انتشارات دلیل ما



پر واضح است کسی که اینگونه سخن بگوید ذره‌ای از عظمت مولانا علی بن ابی طالب علیهما السلام را درک نکرده است و از آنجا که امیر المومنین علیه السلام دروازه‌ی علم نبی صلی الله علیه و آله است، ابن عربی با انکار مقامات امام امیر المومنین علیه السلام تمام باب‌های معرفت را به سوی خود مسدود نموده است.

  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۱:۱۴
  • خادم المهدی