اثنی عشریه در نقد و رد صوفیه و فلاسفه و عرفان‌های کاذب

پربیننده ترین مطالب

دفاع مولوی رومی از عمر بن خطاب (قاتل حضرت زهرا سلام الله علیها) و گستاخی و توهین به شیعیان


مولوی رومی در اشعار خود تعصب خود را به ولایت دشمنان اهل بیت علیهم السلام به وفور نشان داده است و بارها به شیعیان اهل بیت علیهم السلام اهانت کرده است (بر خلاف ادعای عده‌ای که مدعی تشیع وی هستند)؛ چنانچه در شعری می‌گوید:


این بیان اکنون چو خر بر یخ بماند


چون نشاید بر جهود انجیل خواند


کی توان با شیعه گفتن از عمر


کی توان بربط زدن در پیش کر


مثنوی، تألیف مولوی، تصحیح ریچارد نیکسون، صفحه ۴۷۷



ظریفی شیعه در پاسخ به مولوی می‌گوید:


می‌توان با شیعه گفتن از عمر


این نماند در دل وی مستتر


شیعه یعنی جان فدای فاطمه


فاطمه یعنی که لعنت بر عمر !!!

  • ۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۰:۵۵
  • خادم المهدی


اوج تناقض و نفاق و دورویی موسوی مطلق


تصویر سمت راست: تکذیب احادیث مذمت صوفیه به خاطر دفاع از عقاید باطل صوفیه و اولیاء خدا خواندن آنان در سایت موسوی مطلق


تصویر سمت چپ: تایید همان احادیث به خاطر منافع سیاسی در کانال تلگرام موسوی مطلق!!!!


قضاوت با شما

  • ۰۱ آذر ۹۷ ، ۰۱:۰۴
  • خادم المهدی


جعل حدیث و تکفیر غیرمعتقدین به جبرگرایی توسط شبستری صوفی بزرگ


شبستری از ارکان صوفیه می‌گوید:


هر آنکس را که مذهب غیر جبر است / نبی فرمود کو مانند گبر (کافر) است !!!


گلشن راز، تالیف شبستری، صفحه ۵۹



این در حالی است که بر خلاف حدیث جعلی که این صوفی جعل کرده است، از نظر معصومین پیروان جبر خود کافر هستند؛ چنانچه شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است که امام رضا علیه السلام فرمودند:


بِالتَّشْبِیهِ وَ الْجَبْرِ فَهُوَ کَافِرٌ مُشْرِکٌ وَ نَحْنُ مِنْهُ بِرَاءٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة.


هر کس به تشبیه و جبر اعتقاد داشته باشد کافر و مشرک است، و ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم.


التوحید، تألیف شیخ صدوق، صفحه ۳۶۴



قضاوت با شما


  • ۲۳ آبان ۹۷ ، ۰۰:۴۲
  • خادم المهدی


سوالی از متخصص فلسفه و عرفان اسلامی دکتر یحیی یثربی:


آقای دکتر! ملاصدرا می گوید: «تبا لفلسفة تکون قوانینها مخالفة للکتاب و السنة» که ظاهراً ادعای اسلامی بودن دارد؟؟


دکتر یثربی: بله درست است؛ البته اسلامی نمی‌داند، بلکه می‌گوید این فلسفه با اسلام مخالفت ندارد؛ باز هم استقلالش را قبول دارد و نمی‌توانند نام اسلامی روی آن بگذارند؛ چرا؟ چون در تعریف فلسفه، در همان حوزه به طلبه یاد می‌دادند که فلسفه عبارت است از اینکه شما در هر کار فکری که می‌کنی ملتزم و متعهد به نتیجه نباشی بلکه ببینی برهان تو را به کجا می‌برد؛ پس این روش نمی‌تواند دینی باشد؛ (برای این توضیح می‌دهم که خیلی شبهه ایجاد شده و برای آیندگان بد است) و در ادامه‌اش هم می‌گویند: ما علم دینی درست می‌کنیم؛ یعنی کاری که غربی ها ۸ قرن پیش کردند و یک دنیا دردسر درست کردند؛ حالا بیا بگو این علم، دینی است؛ فردا شیمی تغییر کند، باید دین هم تغییر پیدا کند. این کارها درست نیست! ببینید، فلسفه علم حقایق است. علم حقایق است یعنی کارش با موجودات بیرونی است. کار با موجودات بیرونی تعهدبردار نیست؛


الآن من از شما می‌پرسم این چیست؟ شما نگاه می کنی و جوابی می دهی. اگر از یک مسیحی هم بپرسم، اگر مثل شما قوای ادراکی‌اش سالم باشد، همان جواب را می‌دهد؛ اگر از یک هندی هم بپرسم همان جواب را می دهد. جواب دو دو تا چهار تا، مسیحی و اسلامی ندارد. یا مثلاً ترکیبات آب این است و این است، این را آزمایش تعیین می‌کند و مسیحی و اسلامی ندارد. ولی ما چون عادت داریم هر چیزی را قاطی کنیم و اسلامی‌اش کنیم، عرفان را هم اسلامی‌اش کرده‌ایم. از ۳۰۰۰ سال پیش از اسلام، عرفان مکتب شناخته شده‌ای در هند و یونان باستان و مسیحیت بوده و اصلاً ربطی به اسلام ندارد. 


ما می‌توانیم ادعا کنیم که عرفان، اگر درست باشد، با اسلام در تضاد نیست و تفکر هم اگر درست باشد با اسلام در تضاد نیست؛ نه به خاطر این که آن عین این است بلکه به خاطر این که این دین، دینی است واقعی و با عقل به آن می‌رسیم؛ علم هیچ وقت نمی‌تواند با این نظر تو که می‌گویی این مثلاً قندان است مخالفت کند ؛ چرا؟ چون می‌گوید: شما اگر علمی کار کنید، به این نتیجه می‌رسید؛ پس من یک حقیقت و واقعیتی را گفتم و شما هم اگر واقعی کار کنید به آن می‌رسید.

  • ۱۶ آبان ۹۷ ، ۰۱:۲۳
  • خادم المهدی

وقتی ملاصدرا نمی‌تواند ارسطو را از فلوطین تشخیص دهد 


ملاصدرا کشف و شهود را به ارسطو نسبت می‌دهد و می‌نویسد:


و بدان که رسیدن به این نکته، و نکات مشابه آن از احکام موجودات، ممکن نمی‌شود جز با مکاشفات باطنی و مشاهدات نهانی  و معیانات وجودی و در این مورد حفظ قواعد بحثی و دانستن احکام مفهومی ذاتی و عرضی بسنده نیست و این مکاشفات جز به سبب ریاضت  و مجاهدات در خلوت و کناره گیری شدید از هم نشینی خلق و بریدن از اعراض دنیا و شهوات باطل آن و بلند مقامی‌های پنداری و آرزوهای دروغین آن حاصل نشود و بیشتر کلمات ارسطو دلالت دارد بر قوت کشف و نور باطن و نزدیکی او به خدا و این که او از اولیاء کامل بود.

 

جلال الدین آشتیانی نیز در جای دیگر درباره انحصار عقول به ده می‌نویسد: 


اینکه صدر المتالهین در کتب خود این قول را معتقد ارسطو می‌داند، اشتباه است چون اثولوجیا تحقیقا از ارسطو نیست و برای شیخ یونانی است. (2)

 

پی نوشت و مصادر و منابع »


1- الاسفار الاربعة، تألیف ملاصدرا، جلد ۹، صفحه ۱۱۸

2- شرح و حال و آراء فلسفی ملاصدرا، تألیف جلال الدین آشتیانی، صفحه ۲۳۲


فلوطین در بین فیلسوفان مسلمان به شیخ یونانی نامیده می‌شود 


بعضی چه خیال خامی دارند که می‌خواهند ملاصدرا را به جهانیان معرفی کنند. 


  • ۱۴ آبان ۹۷ ، ۰۰:۲۳
  • خادم المهدی