اثنی عشریه در نقد و رد صوفیه و فلاسفه و عرفان‌های کاذب

پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد غزالی» ثبت شده است


ارادت احمد غزالی (از اقطاب صوفیه و برادر ابو حامد غزالی) به ابلیس


ابن ابی الحدید می‌نویسد:


أنه کان یتعصب لإبلیس و یقول إنه سید الموحدین و قال یوما على المنبر من لم یتعلم التوحید من إبلیس فهو زندیق .


او (احمد غزالی) نسبت به ابلیس تعصب داشت و می‌گفت ابلیس سید الموحدین است و روزی بر منبر گفت: هر کس از ابلیس توحید نیاموزد زندیق است.


شرح نهج البلاغة، تألیف ابن ابی الحدید، جلد ۱، صفحه ۱۰۷



مقصود و هدف عرفان‌ها و مکاتب مخالف اهل بیت علیهم السلام چیزی جز ابلیس نیست

  • ۰۴ آبان ۹۷ ، ۰۱:۳۸
  • خادم المهدی


دفاع غزالی از یزید


باز هم فتاوای نفرت انگیز علمای اهل بدعت


ابو حامد محمد غزالی از بزرگ‌ترین علمای سنی شافعی و صوفی مسلک می‌گوید لعن یزید جایز نیست چون یزید مومن بوده و هرکس این را نپذیرد احمق است !!!


فإنه سئل عمن صرح بلعن یزید : هل یحکم بفسقه أم هل یکون ذلک مرخصاً فیه وهل کان مریداً قتل الحسین، رضی الله عنه، أم کان قصده الدفع وهل یسوغ الترحم علیه أم السکوت عنه أفضل ینعم بإزالة الاشتباه مثاباً، فأجاب: لا یجوز لعن المسلم أصلاً، ومن لعن مسلماً فهو الملعون، وقد قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: «المسلم لیس بلعانٍ» ، وکیف یجوز لعن المسلم ولایجوز لعن البهائم وقد ورد النهی عن ذلک، وحرمة المسلم أعظم من حرمة الکعبة بنص النبی، صلى الله علیه وسلم. ویزید صح إسلامه، وما صح قتله الحسین، رضی الله عنه، ولا أمره لا رضاه بذلک، ومهما لم یصح ذلک منه لا یجوز أن یظن ذلک به فإن إساءة الظن بالمسلم أیضاً حرام، وقد قال تعالى: «اجتنبوا کثیراً من الظن إن بعد الظن»، وقال النبی، صلى الله علیه وسلم: «إن الله حرم من المسلم دمه وماله وعرضه وأن یظن به ظن السوء» ، ومن زعم أن یزید أمر بقتل الحسین، رضی الله عنه، أو رضی به فینبغی أن یعلم به غایة حماقة، فإن من قتل من الأکابر والوزراء والسلاطین فی عصره لو أراد أن یعلم حقیقة من أمر بقتله ومن الذی رضی به ومن الذی کرهه لم یقدر على ذلک، وإن کان قد قتل فی جواره وزمانه وهو یشاهده، فکیف لو کان فی بلد بعید وزمن قدیم قد انقضى، فکیف یعلم ذلک فیما انقضى علیه قریب من أربعمائة سنة فی کان بعید وقد تطرق التعصب فی الواقعة فکثرت فیها الأحادیث من الجوانب فهذا أمرٌ لا تعرف حقیقته أصلاً، وإذا لم یعرف وجب إحسان الظن بکل مسلم یمکن إحسان الظن به، ومع هذا فلو ثبت على مسلم أنه قتل مسلماً فمذهب الحق أنه لیس بکافر، والقتل لیس بکفر بل هو معصیة، وإذا مات القاتل فربما مات بعد التوبة، والکافر  لو تاب من کفره لم تجز لعنته، فکیف من تاب عن قتل وبم یعرف أن قاتل الحسین رضی الله عنه، مات قبل التوبة وهو الذی یقبل التوبة عن عباده، فإذاً لا یجوز لعن أحد ممن مات من المسلمین، ومن لعنه کان فاسقاً عاصیاً لله تعالى، ولو جاز لعنه فسکت لم یکن عاصیاً بالإجماع، بل لو لم یلعن إبلیس طول عمره لا یقال له یوم القیامة: لم لم تلعن إبلیس، ویقال للاعن: لم لعنت ومن أین عرفت أنه مطرود ملعون والملعون وهو المبعد من الله عز وجل، وذلک غیب لا یعرف إلى فیمن مات کافراً فإن ذلک علم بالشرع، وأما الترحم علیه جائز، بل هو مستحب، بل هو داخل فی قولنا فی کل صلاة «اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات» ، فإنه کان مؤمناً والله أعلم؛ کتبه الغزالی.


از غزالی در مورد کسی که به لعن یزید تصریح می‌کند سوال شد که آیا چنین حکمی می‌شود؟ آیا یزید به قتل حسین بن علی راضی شد یا نه؟ آیا ترحم (رحمت فرستادن) بر یزید جایز است یا نه؟ غزالی پاسخ داد: لعن مسلمانان اصلا جایز نیست هر کس مسلمانی را لعن کند خودش ملعون است و حرمت مسلمان بنا بر حدیث پیامبر از حرمت کعبه بالاتر است و و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین (علیه السلام) سوء ظن به مسلمان است و به حکم کتاب و سنت حرام است. هر کس شک در صحت این نسبت کند در غایت حماقت است. اگر سلطانی یا امیری یا وزیری کسی را کشت، به دست آوردن قاتل یا آمر یا قاضی اگرچه آن ها نزدیک باشند مقدور نیست، خصوصا اگر زمان بعید و مکان شاسع باشد و مانند مورد کلام که از زمان یزید و شهادت حسین (علیه السلام) چهارصد سال گذشته است. (یعنی تا زمان غزالی) پس چگونه معلوم می شود که یزید قاتل یا آمر یا راضی بوده؟ مطلب دیگر این که باید به اهل اسلام حسن ظن داشت و اگر فرضا ثابت شد چنانچه اشاعره می‌گویند: «قتل مسلمانان موجب کفر نیست» ممکن است قاتل فرضا یزید باشد ولی اگر توبه کرده و بعد مرده لعن او جایز نیست ، مانند کافر که اگر توبه کند لعن او جایز نیست و معلوم نیست که یزید از قتل حسین بن علی (علیه السلام) توبه نکرده است پس لعن چنین مسلمانی جایز نیست و اگر کسی او را لعن کند معصیت کرده است و اگر لعن او جایز باشد کسی او را لعن نکند گناهکار نیست و اما یزید از کجا معلوم است که او دور از رحمت الهی است و گفتن این که او از رحمت الهی دور است، ترخص به غیب است مگر در باره‌ی کسی که به کفر مرده باشد و ترحم بر یزید جایز است ، بلکه مستحب است و بلکه او داخل در عموم اللهم اغفر للمومنین و المومنات است و یزید مومن بوده !!!.


وفیات الاعیان، تألیف ابن خلکان، جلد ۳، صفحه ۲۸۸-۲۸۹، چاپ دار صادر



این تحلیل مضحک از شخصی به مانند غزالی بعید نیست زیرا برادرش هم شیطان را از اولیا خدا می‌دانست!!! و همان طور که در مطالب قبلی گفتیم به اعتراف تفتازانی عالم بزرگ اهل سنت عمری، علمای اهل سنت عمری از لعن یزید جلوگیری می‌کنند تا مبادا آتش لعن به عاملان اصلی عاشورا یعنی غاصبین ولایت برسد.


اما فاجعه آنجاست که عده‌ای روشنفکرنمای (به ظاهر شیعه و در اصل ناصبی) احمق‌تر از این غزالی به دستور و سفارش اربابان خود برای این مردک مراسم بزرگداشت در تهران و شهرهای دیگر و رایزنی فرهنگی ایران در برلین برگزار می‌کنند و کلی از این ملعون در صدا و سیما و حتی کتب درسی کشور تعریف و تمجید می‌کنند و یک سری عوام عمامه به سر در منبر رسول خدا بی شرمانه غزالی و ابن عربی لعنت الله علیهما را بزرگان عرفان اسلامی معرفی می‌کنند و اتفاقا از عقاید منحوسش هم بسیار تاثیر گرفته‌اند تا جایی که صمدی آملی علیه ما علیه که خود و استادش را شیعه اصیل و منتقدینشان را احمق و گمراه می‌داند ادعا می‌کند شمر و یزید و سایر قاتلین امام حسین علیه السلام زودتر از ما وارد بهشت می‌شوند!!!


پاسخ‌ها و ردیه‌های زیادی بر این فتوای غزالی نوشته شده اما چه خوب مرحوم سنایی غزنوی (شاعری که ابتدا خود سنی متعصب بود اما در اواخر عمر مسبتصر شده شیعه گشته و اشعار برائی می‌سرود) در قطعه شماره هشتاد و پنج دیوان اشعارش این گونه پاسخ این ملعون را داده است که شاید از چند جلد بعضی کتب هم بهتر باشد:


داستان پسر هند مگر نشنیدی؟!

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید


پدر او لب و دندان پیمبر بشکست

مادر او جگر عم پیمبر بمکید


خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت

پسر او سر فرزند پیامبر ببرید


بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم؟

لعنة الله یزیداً و علی حب یزید



و چه خوب‌تر امیر علیشیر نوایی (دانشمند و شاعر شیعی که تقیه می‌کرد) می‌سراید:


ای که گویی بر یزید و آل او (در بعضی نسخه‌ها آن سه کس) لعنت مکن !

ز آن که شاید حق تعالیٰ کرده باشد رحمشان !!


آنچه با آل نبی کردند، گر بخشد خدای

هم ببخشاید ترا گر کرده باشی لعنشان!!



اللهم العن یزید و اتباعه حتی ترضی اهل بیت النبوة صلوات الله علیهم

  • ۰۲ آبان ۹۷ ، ۰۰:۲۹
  • خادم المهدی


غزالی(از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از بزرگان عرفان و تصوف) می‌گوید مقتل امام حسین نخوانید چون باعث بغض صحابه می‌شود !


یکی از حقایق مسلم تاریخ، نقش برخی از صحابه در شهادت امام حسین علیه السلام می‌باشد که کمتر به آن پرداخته شده است. از همین رو ابو حامد غزالی (از کبار علمای اهل سنت عمری) از آن جا که می‌دانسته برخی از صحابه‌ی جلیل القدر در نزد اهل سنت عمری از عوامل شهادت امام حسین علیه السلام بوده‌اند، خواندن روضه‌ی امام حسین را حرام می‌داند تا مبادا باعث بغض صحابه شود !


ابن حجر مکی می‌نویسد:


قَالَ الْغَزالِیّ وَغَیره وَیحرم على الْوَاعِظ وَغَیره رِوَایَة مقتل الْحُسَیْن وحکایاته وَمَا جرى بَین الصَّحَابَة من التشاجر والتخاصم فَإِنَّهُ یهیج على بغض الصَّحَابَة ….. 


غزالی و غیر از او گفته‌اند که بر واعظ و غیر واعظ حرام است که مقتل حسین و حکایاتش و آن چه بین صحابه رخ داده از مشاجراتشان و تخاصمشان را بیان کنند چون باعث بغض صحابه می‌شود …..


الصواعق المحرقة، تالیف ابن حجر مکی، جلد ۲، صفحه ۶۴۰، چاپ موسسه الرسالة



الله اکبر ! مگر برخی از صحابه در شهادت امام حسین علیه السلام چه نقشی داشته‌اند که برخی از علمای اهل سنت عمری از جمله غزالی دوست نداشته‌اند که ماجرای کربلا بیان گردد؟! آری، اگر مردم به مطالعه زوایا عاشورا و نقش افرادی که در آن نقش داشتند بپردازند به نقش افرادی که صحابه و عادل بهشتی می‌خواندند در شهادت سبط نبی اکرم صلی الله علیه و آله پی خواهند برد و از طرفی نقش غاصبین ولایت در هموار کردن بروز این جنایت برایشان روشن خواهد شد پس اینگونه است که سال‌ها عوامشان را در جهالت فکری نگاه داشته‌اند …


نکته‌ی جالب آن که وقتی ما به نسخه‌های خطی و قدیمی "الصواعق المحرقة" که این قول غزالی در آن نقل شده مراجعه می‌کنیم، به تحریفی عجیب و شنیع می‌رسیم ! تحریف آن است که اصل قول غزالی چنین بوده است:


قَالَ الْغَزالِیّ وَغَیره وَیحرم على الْوَاعِظ وَغَیره رِوَایَة مقتل الحسن الْحُسَیْن وحکایاته وَمَا جرى بَین الصَّحَابَة من التشاجر والتخاصم فَإِنَّهُ یهیج على بغض الصَّحَابَة والطعن فیهم .....


غزالی و غیر از او گفته‌اند که روایت مقتل [امام] حسن و [امام] حسین و آن چه که از مشاجره بین صحابه و تخاصم رخ داده است حرام می‌باشد چرا که موجب بغض صحابه و طعن به آنان می‌شود ...



این جاست که مشخص می‌گردد که اهل سقیفه خبیث به منظور پاک کردن رد پای "معاویه" و نقش وی در شهادت امام حسن علیه السلام عبارت "الحسن" را در چاپ‌های جدید حذف کرده‌اند تا مبادا زندیقی که دایی مومنین می‌خواندند زیر سوال رود !!!


امروز هم دجال‌های سقیفه مانند مولوی گرگیج و عبد الحمید به شدت با برگذاری روضه امام حسین علیه السلام در بین عوام اهل سنت عمری مخالفت می‌کنند چون می‌دانند باعث هدایت خیلی از عوامشان می‌شود؛ چنانچه می‌دانیم مرحوم ملا حسین کاشفی با نوشتن کتاب روضة الشهدا و ترویج روضه خوانی در بین اهل سنت عمری باعث شیعه شدن بسیاری از سنیان شرق ایران شد.


لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت و کتمان کنندگان تاریخ


  • ۲۸ مهر ۹۷ ، ۰۱:۵۶
  • خادم المهدی